یکی از واحدهای زبان است که از یک یا چند واج ساخته می شود. تکواژ گاهی معنا و کاربرد مستقل دارد و گاهی کاربرد و معنای مستقل ندارد و در ساختمان واژه های دیگر به کار می رود.
انواع تکواژ: تکواژها را به دو دستـه، تکواژ آزاد و تکواژ وابسته تقسیم می کنند.
تکواژهای آزاد:
الف)تکواژ آزاد قاموسی یا واژگانی: این نوع تکواژها، یک واژه ی مستقل و معنی دار هستند. مانند: اسم ها، صفت ها، بن مضارع فعل و بن ماضی فعل و معمولاً در فرهنگ لغات تنظیم شده اند و معنا دارند. تکواژهای واژگانی دامنه ی باز و نامحدود دارند زیرا با گذر زمان دچار دگرگونی شده، بر شمارشان افزوده یا از شمارشان کاسته می شود. تکواژهایی که به صورت واژه های ساده به کار می روند یا پایه ی واژه را در واژه های دیگرتشکیل دهند، تکواژ واژگانی یا قاموسی گفته می شود، مانند: -اسم ها و صفت ها: باغ، میز، آب، کتاب، دفتر، گل، نمک، آب، سرد،خوب، چاق، بلند، کوتاه،گرم و... - بن فعل ها:"گو" در «می گوید»، "گفت" در «می گفت»، "گری" در «می گرید»، "سوز" در «می سوزد» ، "نواخت" در« می نواخت» و ... .
ب) تکواژ آزاد دستوری: این تکواژ ها کاربرد دستوری و دامنه ی بسته و محدود دارند و شمارشان کم است.
انواع تکواژ آزاد دستوری:
1- نقش نمای اضافه (کسره): آسمانِ آبی- خانه یِ چوبی- گلستانِ دیدنی @ کسره در میان کلمات مشتق- مرکبی مانند «تختِ خواب»، «رختِ خواب» و «تخم ِ مرغ» وند اشتقاقی است و تکواژ آزاد دستوری نیست.
2- نقش نمای متمم ساز (حروف اضافه): از، به، با، بر، در، برای ِ و ... .
3- نقش نمای مفعول ساز: را
4- نقش نمای منادا ساز: ای ، یا، ایا و مصوّت بلند« ا » در آخر اسم
5- پیوندهای وابسته ساز (حروف ربط وابستگی): که، تا، چون، زیرا، اگر، ار، چو
6- پیوندهای همپایه ساز (حروف ربط همپایگی): و، اما، ولی، یا، هم، لکن، لیکن، لیک
7- «و» عطف (در میان دو واژه) تکواژهای وابسته (وندها): تکواژهایی که استقلال کاربردی ندارند و همیشه در ترکیب با تکواژهای آزاد ارزش پیدا می کنند. به عبارت دیگر، این نوع تکواژها هیچ گاه در ساختمان جمله، استقلال معنایی، دستوری، املایی و آوایی ندارند و همیشه جایگاه دستوری، آوایی و معنایی آن ها در زبان، پس از پیوند با تکواژهای دیگر مشخص می شود. پیشوندها: وندی است که پیش از تکواژ پایه می آید. مانند:
با : باسواد، باعلاقه، باهنر، باادب، باشعور،
بی: بی نام، بی شرم، بی ادب، بی تربیت، بی باک، بی تاب، بی پایاب، بی پروا، بیدل، بیراهه، بی اندازه، بی حساب، بیکاره، بی پایان، بی چیز، بی چاره، بی همتا، بی هوش
نا: نادان، ناتوان، ناخواست، ناخوانا، ناخوش، ناخودآگاه، ناداشت، نادرست، نادیده، نارسا، ناروا، ناساز، ناسزا، ناشایست، ناهموار، ناهنجار،
ب: بنیرو، بهوش، بخرد، بنام
باز: بازخورد، بازداشت، بازداشتگاه، بازیافت، بازگو، بازمانده، بازنشسته،
هم: همرنگ، همنام، همراه، همدوش، هماهنگ، همسایه، هم نبرد
بر: برداشت، برخوان، برآیند، برافتاد، برآمد، برانداخت، برانداز، برآورد، برجسته، برچیده، برخورد، بررسی، برگشته، برگردان، برگزار، برگزیده، برگشته، برمالیدن، برنشین، برنشاند، برکشیده، برانگیخته،
فرا: فراخوان، فراگیر، فراده، فرایند، فراخور، فراروی
وا: واکنش، واگذار، واگویه، واخواست، وابسته، واپسین، واچیده، واخورده، وادار، واگیر، وارسته، وارسی، وارهیده، واریخته، واریزکردن، وازدن، واگرا، وامانده، وانمود،
ور: ورانداز، وررفت، ورمالیده، ورشکست
در: دررفتن، درخواست، در خورد، درمانده، درگذشته، درگیر، درگرفتن، دریافت
فرو: فروخورده، فرو مانده،
پیشوندهای موجود در زبان فارسی امروز با توجه به نوع واژه هایی که به آن ها می پیوندند، به شرح زیر قابل ذکر هستند:
الف) پیشوندهایی که درآغاز اسم جای می گیرند و صفت می سازند:
1- «با» ← باادب 2- «بی» ← بی ادب 3- «ﺒ »← بجا، بخرد، بنام (مشهور) 4- «نا» ← ناسپاس 5- «هم» ← هم کار
ب) پیشوندهایی که به اول فعل می پیوندند و صفت می سازند: 1- «نا» ← ناتوان 2- «ﻨ» ← نشکن (لیوان ِ نشکن)، نسوز (پارچه ی نسوز)، نچسب (ظرف نچسب) پ) پیشوندهایی که در آغاز فعل قرار می گیرند. این پیشوندها گاه معنای فعل را تغییر می دهند و گاه نیز هیچ معنای تازه ای به آن نمی افزایند. از این پیشوندها می توان به «در» (در رفت)، «بر» (برشمرد)، «فرا» (فرا رسید)، «فرو» (فرو غلتید) و «وا» (وارفت) اشاره کرد.
میان وندها: میانوندها تکواژهایی هستند که بین دو اسم یا بن فعل می آیند و واژه ی جدید (واژه ی مشتق - مرکب) می سازند. مانند:
ا: تکاپو، برابر، پشتاپشت، دورادور، سراسر، دمادم، گرداگرد، کشاکش، گوشاگوش، دوشادوش، ریشاریش، گوناگون، پیشاپیش، پایاپای، نوشانوش، دستادست، رویاروی، سراپا، بناگوش، سراشیب، سرازیر، لبالب، پیاپی، مالامال، تنگاتنگ،کمابیش، رنگارنگ
و: نام و ننگ، گرم و سرد، نام و نشان، تاج و تخت، خرید و فروش، گیرودار، شستشو، زیرو رو، رفت و روب، آمد و شد، خواب و خور، تک و پو ، تک و تاز، کم و بیش، مرگ و میر، پیچ و تاب، کسب و کار، کشت و کشتار، جست و جو، پرس و جو، داد و ستد، خرید و فروش، زد و خورد، زد و بند، نشست و برخاست، گفت و گو، پخت و پز، دید و بازدید، گیر و دار، رفت و آمد، گفت و شنید
تا: سرتاسر، گوش تاگوش
به: سربه زیر، گوش به زنگ، گوش به فرمان، دست به عصا، سربه سر، دم به دم، دم به ساعت، سر به هوا، دست به دست، قدم به قدم، شانه به سر، قلم به دست، رنگ به رنگ، رو به رو، سر به سر، خود به خود، نو به نو، شانه به شانه
-ِ : تختِ خواب، رختِ خواب، شرحِ حال، تخمِ مرغ
نَ: خدانشناس، درس نخوان، زبان نفهم، قدر نشناس
-َش: دانش پژوه، دانش آموز، دانش جو، دانش سرا، دانش دوشت، کوشش پذیر
وا: جورواجور، دلواپس، رنگ وارنگ در: پی در پی، پیچ در پیچ
پسوندها: وندی است که پس از تکواژ پایه می آید. مانند: «
ا: بینا، خوانا، دانا، جویا، رسا، روا، شنوا، گویا، نیوشا و ...» «-ِش: کوشش، جوشش، روش، کنش، جهش، خورش، سایش، سرایش، نمایش، گشایش، رهایش، ستایش و ...»
«مند: هنرمند، کارمند، دانشمند، ارجمند، آرزومند، نیازمند »
« ور : هنرور، سرور، بارور، دادور و ...»
« گاه : خوابگاه، درگاه، بارگاه، جایگاه، دانشگاه، سحرگاه، گرمگاه، پایگاه، کمرگاه و ...»
« -ِستان: مکان و زمتن در بوستان، گلستان، دبیرستان، خارستان، گورستان و ...»
«سار: نگونسار، گاوسار، کوهسار، چاه سار، شرمسار و...»
« فام: سرخ فام، گلفام، آینه فام و ....» «وش: بنده وش، پری وش] مهروش، گل وش و...»
«بَد: موبَد، سپهبَد و ...»
« بار: رودبار، جویبار، دریابار، زنگبار و ...» «بان: پاسبان، نگهبان، زندان بان، باغیان و ...»
«دان: آتشدان، نمکدان، گلدان، گلابدان، سرمه دان و ....»
« گر: کوزه گر، آهنگر، مسگر، زرگر، توانگر، کارگر، رُفتگر و ....»
« گار: آموزگار، کردگار، روزگار، آمرزگار، آفریدگار و ...» «ایر: دبیر، دلیر و ...» « ی مصدری: آلودگی، مردانه گی، سرخوردگی، افسرده گی، گم گشتگی، پیوستگی، وابستگی و ...»
« ی لیاقت: خوردنی، نوشیدنی، گفتنی، رفتنی، دیدنی، پوشیدنی و ....»
«ه/هه: افسرده، دل مرده، خورده، برده، شسته، خوابیده، رفته، خوانده، شنیده و ...»
«ه/هه: دندانه، چشمه، زبانه، لبه، گردنه، پشته، حلقه، ساقه، انگشته، ناخنه، سرخه، چلّه، روزه، زرده، گیره و...»
«-َک: دخترک، طفلک، مردک،عروسک، زردک، سرخک، سفیدک و ...»
« چی: پستچی، گاری چی، قلم چی، تلفن چی و ...»
« ال: چنگال، دنبال و ...»
«-َر: انگشتر»
« لاخ: سنگلاخ، دیولاخ »
« دیس: طاقدیس، ناودیس، مهدیس، گلدیس، تندیس و ...»
«ان زمان: بامدادان، سحرگاهان، شبانگاهان، بهاران، پاییزان، روزان، شبان، شبانگاه، شبگیران، سپیده دمان و ...»
«ان مکان: آبگیران، سپاهان، کندوان، گیلان و ...»
« ان شباهت : کوهان، یوسفان (یوسفان از مکر اخوان در چهند.) و ...»
« ان صفت فاعلی: روان، دوان، پرسان، شتابان، جویان و ...»
«انه : شاهانه، مردانه، زنانه، جاودانه، سرانه، دلبرانه و ...»
«انی: ظلمانی، جسمانی، روحانی و ...»
«گان: بازرگان، مهرگان، آبانگان و ....»
« گانه: جداگانه، دوگانه، یگانه، سه گانه، چهارگانه و ....»
«-ومند: تنومند، برومند»
« ینه: پیشینه، پسینه، زرینه، سیمینه، چوبینه و ...»
« گین: آبگین، نقره گین، زرگین، میانگین، اندوه گین، غمگین و ....»
« ناک: غمناک، نمناک، سهمناک، ترسناک، وحشت ناک، دهشت ناک و ...»
« چه: دفترچه، کتابچه، خوانچه، دریچه، سراچه، باغچه و ... »
« ار: گرفتار، خواستار، نمودار، دیدار، شنیدار، پرستار و ...»
« -ور: مزدور، گنجور، رنجور و ...»
« وار: خروار، بزرگوار، سزاوار، ره وار، امیدوار، مردوار، خانوار، شتروار و...»
« واره: گوشواره، مشت واره، جشن واره و ....»
« گون: گلگون، سرخگون، زردگون، شبگون، روزگون، سیاهگون و ...»
«گونه : گلگونه، زشتگونه و ...»
« وند : مفهوم شباهت در خداوند، فولادوند»
« وند : مفهوم دارایی در دولت وند»
« وند: در آخر اسم مکان دماوند، نهاوند»
تکواژهای وابسته را از دو دیدگاه می توان بخش بندی کرد:
1- از نظر ساخت واژه
2- از نظر ترتیب جای گرفتن در ساختمان واژه
تقسیم بندی تکواژهای وابسته از نظر ساخت واژه: 1- تکواژهای اشتقاقی: برای ساختن و افزایش واژه های تازه ی زبان به کار می روند و در زبان فارسی شمار آن ها بیشتر از تکواژهای تصریفی است. زبان شناسان این بخش را ساخت واژه ی اشتقاقی می خوانند
. تکواژهای اشتقاقی بر دو نوع هستند:
الف) واژه ساز: آن است که واژه ی جدیدی می سازد امّا مقوله ی دستوری آن را تغییر نمی دهد. مانند: «-ِ ستان»: گل (اسم)، گلستان (اسم) «بان»: باغ (اسم)، باغبان (اسم) «نا»: معلوم (صفت)، نامعلوم (صفت)
ب) اسم ساز، صفت ساز و قیدساز(مقوله ساز): آن است که علاوه بر ساختن واژه ی جدید، مقوله ی دستوری آن را نیز تغییر می دهد. مانند: «مند»: کار (اسم)، کارمند (صفت) «گین»: اندوه (اسم)، اندوهگین (صفت) «با»: معرفت (اسم)، بامعرفت (صفت) 2) تکواژهای تصریفی (صرفی): این تکواژها واژه ی تازه ای نمی سازند، بلکه واژه را برای جای گرفتن در ساخت جمله آماده می کنند. زبان شناسان این بخش را ساخت واژه ی تصریفی می خوانند.
تکواژهای تصریفی عبارتند از: 1- نشانه های جمع: ها، ان، ون، ین، ات ← گل ها، دختران و ... .
2- «ی» نکره که به آخر اسم افزوده می شود ← گلی خریدم. دختری دیدم.
3- علامت «تر» در صفت تفضیلی (روان تر، بهتر) و قید (افسونگرانه تر، مردانه تر) و علامت «ترین» در صفت عالی (خوب ترین، بهترین).
4- پیشوندهای فعلی «ﺒ» (در فعل امر و مضارع التزامی)، «ﻨ» (در فعل های نهی و نفی) و «می» (در فعل ماضـی استمـراری، مضـارع اخبـاری، ماضـی مستمـر و مضـارع مستمـر) ← بخـوان، بنویسـم، نرو، نرفت، می رفت، می رود و ... .
5- شناسه های ماضی نقلی: ام، ای، ایم، اید، اند ← رفته ام، گفته ای و ... .
6- شناسه های فعل: -َ م، ی، -َ د، یم، ید، -َ ند ← رفتم، رفتی و ... . *
چند نکته درباره ی شمارش تکواژ و واژه:
1- تکواژهای آزاد قاموسی هم تکواژ هستند و هم واژه به شمار می آیند.
2- تکواژهای آزاد دستوری، یک تکواژ و یک واژه هستند.
3- واژه های «بدونِ»، « بهرِ» و«برای ِ» ً یک تکواژ و یک واژه است. زیرا کسره جزیی از این کلمه است از همین رو نه تکواژ جداگانه ای به شمار می آید و نه واژه ی جداگانه ای: برای ِ من: تکواژ : برای ِ + من واژه : برای ِ + من
4- واج های میانجی (ی، ک، گ، ج، همزه، و)، تکواژ به شمار نمی آیند: خفتگان: تکواژ : خفته + ان واژه : خفتگان * لازم بـه یادآوری است کـه در کلماتی چـون ملکوتیان، سپاهیـان، فـرهنگیان، دانشگاهیان، عامیانه و نظایـر آن ها، «ی» میانجی در نوشتار ظاهر نمی شود، بنابراین «ی» موجود در ساختار ِ نوشتاری ِ این واژه ها، نه «ی» میانجی بلکه یک تکواژ وابسته ی اشتقاقی است: دانشگاهیان: تکواژ : دان + -ِ ش + گاه + ی + ان واژه : دانشگاهیان
5- از میان انواع «ی» ، فقط «ی» اسنادی هم تکواژ و هم واژه به شمار می آید، در حالی که انواع دیگر «ی» فقط تکواژ محسوب می شوند.
پرکاربردترین انواع «ی» در زبان فارسی امروز عبارتند از:
@ «ی» نکره: دفتری خریدم. تکواژ :دفتر + ی/ واژه : دفتری
@«ی» صفت نسبی (اسم + ی): ارغوانی. تکواژ : ارغوان + ی/ واژه : ارغوانی
@«ی» صفت لیاقت (مصدر + ی): دیدنی. تکواژ : دید + -َ ن + ی/ واژه : دیدنی
@ «ی» مصدری (صفت، ضمیر یا اسم + ی): خوبی. تکواژ : خوب + ی/ واژه : خوبی (بن ماضی + ی): کاستی. تکواژ : کاست + ی/ واژه : کاستی
@«ی» شناسه ی دوم شخص مفرد افعال: گفتی. تکواژ : گفت + ی/ واژه : گفتی
@ «ی» اسنادی که به جای فعل «هستی» می باشد: (تو)معلّمی. (= معلّم هستی.)
تکواژ : معلّم + ی / واژه : معلّم + ی
*نکته: علاوه بر «ی» اسنادی، «-َ م»، «یم»، «ید» و «-َ ند» که به ترتیب به جای فعل های «هستم»، «هستیم»، «هستید» و «هستند» می باشند نیز به تنهایی یک واژه به شمار می آیند: خوبم (= خوب هستم.): تکواژ : خوب + -َ م/ واژه : بخوب + -َ م
6- در فعل هایـی کـه شناسـه ظاهـر نمی شود، شناسه ی محـذوف با علامت تهی (Ø) نشان داده می شـود و در شمارش تکواژها، علامت تهی نیـز یک تکواژ به شمار می آیـد. فعل هایی که دارای تکواژ تهی هستند، عبارتند از:
@سوم شخص مفرد همه ی فعل های ماضی به جز ماضی التزامی: رفته بود: تکواژ : رفت + ه + بود + Ø / واژه : رفته بود نکته: سوم شخص مفرد ماضی مستمر دارای دو تکواژ تهی است: داشت می رفت: تکواژ : داشت + Ø + می + رفت + Ø / واژه : داشت می رفت
@ فعل های مضارع «است» و «نیست»: است: تکواژ : است + Ø / واژه : است ................... نیست: تکواژ: نی + است+ Ø / واژه: نیست
@ دوم شخص مفرد افعال امر و نهی: برو: تکواژ : ب + رو + Ø / واژه : برو................... بخوان: تکواژ: ب + خوان+ Ø / واژه: بخوان نترس: تکواژ : ن + ترس + Ø / واژه: نترس..................... نخوان: تکواژ: ن + خوان+ Ø / واژه: نخوان نکته: افعالی که با تکواژ «ان» گذرا می شوند، اگر به صورت امر یا نهی به کار روند، دارای سه تکواژ خواهند بود: بترسان: تکواژ : ب + ترسان + Ø / واژه : بترسان.................... بخوابان: تکواژ: ب + خوابان+ Ø / واژه: بخوابان
*نکته: در فعل های آینـده تکواژ تهـی کاربـرد ندارد. زیـرا در ایـن فعل ها شناسـه به فعل کمکی (خواه) افزوده می شود: خواهد رفت: تکواژ : خواه + -َ د + رفت/ واژه : خواهد رفت
7- افعال ماضی بعید، ماضی نقلی، ماضی التزامی، ماضی مستمر، مضارع مستمر، آینده و مجهول که دارای فعل کمکی هستند، روی هم رفته یک واژه به شمار می آیند:
گفته می شود: تکواژ : گفت + ه + می + شو + -َ د/ واژه : گفته می شود
دارد می رود: تکواژ : دار + -َ د + می + رو + -َ د/ واژه : دارد می رود
8- در هنگام شمردن واژه ها توجه به ساده، پیشوندی یا مرکب بودن فعل بسیار مهم است زیرا اگر فعلی مرکب باشد، آن را همراه با جزء اسمی اش ً یک واژه به شمار باید آورد. پخت غذا را در برنامه قرار می دهد. (فعل مرکب یک واژه است.) بدیهی است که در فعل های پیشوندی نیز فعل را همراه با پیشوند آن، یک واژه به شمارمی آورند. آب باران در منافذ زمین فرو رفت (فعل پیشوندی یک واژه است.)
9- نشانه های خاص عربی تکواژ نیستند. این نشانه ها عبارتند از: «ال»، «تنوین»، «حروف جاره»،«ة» و«ی». بنابر توضیحات کتاب زبان فارسی سوم انسانی، درس 25، ص 182 و کتاب زبان فارسی سوم عمومی، درس 18ّ ص 127 و 128 ، نشانه های خاص عربی، تکواژ به حساب نمی آیند و ساخت چنین واژه هایی، شبه ساده است. واژگانی چون السّاعه، السّلام، الغرض، لذا، علی القاعده، بلاشک، مع الوصف، من جمله، ندرتاً شخصاً، نسبتاً، امیرالمؤمنین، سیّدالشّهدا، مشترک المنافع و نظایر اینها همه شبه ساده هستند و نشانه های عربی یک تکواژ نیستند.
10- ضمایر متّصل یا چسبیده ی «-َم، -َت، -َش، -ِمان، -ِتان، -ِشان» هر کدام یک تکواژ و یک واژه هستند. کتابم : کتاب + -َم (دو تکواژ) کتاب + -َم (دو واژه) 11- هر بن فعل چه ماضی باشد یا مضارع؛ با تکواژ گذرا ساز باشد یا نه، در دوره ی متوسّطه یک تکواژ به شمار می آید. مانند: رس، رسید،رسان، رساند،خور، خورد، خوران، خوراند،پوش، پوشید، پوشان، پوشاند،ره، رهید، رهان، رهاند، خواب، خوابید، خوابان، خواباند؛ هر کدام فقط یک تکواژ آزاد به شمار می آیند.
12- فعل در وجه مصدری(استثنایی و بدون نهاد) تکواژ صفر ندارد زیرا زمان و شخص خاص ندارد. مانند: نمی شود گفت، نمی توان خورد، نباید رفت و مانند این موارد تکواژØ ندارند.
13- همه واژگانی که بر اساس مصدرهای عربی ساخته شده اند، یک تکواژ و یک واژه هستند. مانند: مبارزه، مکاشفه، مجادله، محاوره، مناظره، مقابله، مشاوره، مداخله، مراقبه، مراقبت ، مکاشفت و ... بر وزن مفاعلة ی عربی و... برخی موارد مهم: -
تکواژØ، نمود آوایی ندارد.
- صامت های میانجی تکواژ نیستند.
- ة تأنیث،ال معرفه، تنوین و حروف جر نشانه ی عربی هستند و تکواژ نیستند.
چند نمونه سؤال تستی درباره ی درس اوّل و دوم زبان فارسی 3 عمومی
1- واج های صامت و مصوّت کدام گزینه با واژه ی «آشنایان» مطابقت دارد؟
ا) ص/م/ص/م/ص/م/م/ص/ ص
2) م/ص/م/ص/م/ص/م/ص/ص
3)ص/م/ص/م/ص/م/ص/م/ص
4)ص/ص/م/ص/م/ص/م/ص/م/ص
2- الگوی هجایی «آیین» کدام گزینه است؟
1)ص/م/م/ص/ص
2)ص/م/ص/م/ص
3)ص/م/ص/م/م/ص
4)ص/م/ص/ص/م
3- جمله ی«او، کتاب های او را در کتابخانه گذاشت» با کدام قواعد ترکیب مطابقت ندارد؟
1)قواعدهمنشینی
2) قواعد معنایی
3) قواعد کاربردی
4) قواعد نحوی
4- جمله ی پرندگان، دانه ها را در زمین ها کاشتند.» با کدام قواعد ترکیب مطابقت ندارد؟
1) قواعد معنایی
2) قواعد همنشینی
3) قواعد نحوی
4) قواعد کاربردی
5- ترتیب واج ها درنظام آوایی کدام واژه درست نیست؟
1) اوان: م/ص/م/ص
2)نامه: ص/م/ص/م
3)جام: ص/م/ص
4)پوشه: ص/م/ص/م
6- در عبارت زیر چند غلط نگارشی وجود دارد ؟ «خانم مدیره ی مدرسه به متصدّی آزمایشگاه دستور داد که برای رسیدن به نتیجه ی اعلی تر ، آزمایشات هر درس را زیر نظر دبیر محترم انجام دهد تا به قول معروف از دوباره کاری جلوگیری شود»
1) 2
2)سه
3) چهار
4) پنج
7- در جمله ی « پیامبر اکرم ، حضرت محمد (ص) ، مهربان بود.» نهاد جدا را نمی توان حذف کرد ، چون ........گرفته است.
1) تاکید
2) بدل
3) مسند
4) وابسته
8-در عبارت زیر کدام مورد نگارشی نادرست است ؟ «در سال سیصد و چهار آل بویه بغداد را گشودند ، خلیفه را برکنار کردند پسرش را به جای او گمارردند.»
1)کردند
2) گماردند
3) گشودند
4)پسرش
9- در میان گروه کلمات زیر چندغلط املایی وجود دارد ؟ حلیه ی جمال- تعمّل و تفکر – دادار هور – دور و بر حضر – راه قرق شده - مهمل و بیهوده - امر مطاع - ابداء و ابتکار – شراع کشتی – گزاردن نعمت – عید قدیر – براعت و بیزاری – کشت و ذرع
1) چهار
2) پنج
3) شش
4) هفت
10- قواعد همنشینی اجازه ی تولید گزینه ی ....... را نمی دهد.
1)بر َم گشت داشت می َم
2) خونین دل
3) دل کباب
4)مردم دوست
11- علّت غیرممکن بودن تولید واحدهای زبانی زیر به ترتیب در کدام گزینه امده است؟ «خوب تولباس، من به من مهرمی ورزم. پرنده نوشت. دافو»
1)همنشینی، معنایی، نحوی، واجی
2) همنشینی، نحوی، معنایی، واجی
3) معنایی، نحوی، همنشینی، واجی
4) واجی، نحویف معنایی، همنشینی
12- شکل مجهول کدام فعل درست نیست؟
1)می پوید: پوییده می شود
2) دریابد: در یافته شد
3) داده است : داده شده است
4) خواهد داد: داده خواهد شد
13- کدام جمله از نظر مطابقت نهاد جدا پیوسته نادرست است؟
1) مردم به خیابان ها آمدند.
2) هیئت داوران نتیجه ی نهایی را اعلام کردند.
3) مجلس جلسه ی تشکیل داد.
4)شاخه ها شکوفه داد.
14- تعداد گروههای همه ی گزینه ها به استثتای ...... با هم یکسان است؟
1) قاصد روزان ابری ، داروگ کی می رسد باران ؟
2) در درون کومه ی من که ذره ای با آن نشاطی نیست
3) باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
4) جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
15- در عبارت « از ویزگی های بارز شعر نیمایی پرداختن به مسائل اجتماعی با زباتی نمادین است . شاعر با بهره گیری از عناصر نوین محیط خویش یه بیان تنگناهای جامعه می پردازد و آینده ی اجتماع را تصویر می سازد» چند صامت میانجی دیده می شود ؟
1) پنج
2) شش
3) هفت
4) هشت
16- در کدام وازه صامت میانجی دیده نمی شود؟
1) عربی مآبی
2) سی ام
3) روستایی
4) بازوان
17- در کدام واژه، واج مشخّص شده "ی"صامت نیست؟
1) آیات
2)میدان
3) ایمان
4) یاران
18- جایگاه فعل معین « شدن » در شکل مجهول کدام فعل متفاوت است؟
1) رنجانده اند
2) خواهد نوشت
3 خورده بودند
4)دیده باشم
19- نوع پسوند« ان» در کدام گزینه متفاون است؟
1) شامگاهان
2) سپاهان
3) حنابندان
4) پاییزان
20- در کدام واژه، واج مشخّص شده صامت است؟
1) جوشن
2) کوشش
3) مونا
4) خواهران
21- تعداد تکواژهای واژگان کدام گزینه ها با هم برابر است؟
1) دست نایافتنی- بی سرو سامانی
2) نوآموز- آفرینشگر
3) بی خانمان- بی سرانجامی
4) مارگزیده- فرجام شناخت
22- کدام گزینه از 5 تکواژ ساخته شده است؟
1) نادانستگی
2) ناگسستنی ها
3) بی برنامگی
4) بی سر و پا
23- فعل کدام گزینه از نظر ساخت با دیگر افعال متفاوت است ؟
1)مردی در خیابان غش کرد
2) آب در زمستان یخ می زند.
3) پدرم مرا شاد کرد.
4) حادثه ای در خیابان رخ داد.
24- تعداد تکواژ و واژه ی «نبود نیروی ایمان عامل اصلی تمام ضعف ها در فرهنگ و ادب روزگار صنعت زده ی ماست.» به ترتیب کدام گزینه است؟
1)28- 24
2) 29- 24
3) 31- 23
4) 30- 23
25- «آوردن» شکل گذرای کدام مصدر است؟؟
1) رفتن
2) گذاشتن
3) انداختن
4) بردن
26- زندگی نامه ، گونه ای از نوشته های ..... است ؟ 1) تحقیقی2) هنری- تحقیقی3) تشریحی 4) تحقیقی
27- در کدام گزینه نمی توان فعل را هم مفرد هم جمع آورد؟
1) روز ها زود تاریک می شود/ می شوند
2) ملت باید سرنوشت خویش را تعیین کند / کنند
3) کتاب ها دوست صمیمی من هست / هستند
4) هیچ کدام از بچه ها نیامد / نیامدند
28- اجزای اصلی جمله ی زیر کدام است ؟ «با پیشرفت صنعت و فن آوری و گسترش فنون و ارتباطات ، اکنون رسانه های دیداری و شنیداری به کمک محقان آمده اند.»
1) دو جزئی
2) سه جزئی گذرا به مفعول
3) سه جزئی گذرا به متمم
4) چهار جزئی
29- چند مورد از پسوندهای « ان » نشانه ی جمع است؟ آفریدگان – کوهان – باییزان - بازوان –دانایان – گرسنگان – گیلان
1) دو
2) سه
3) چهار
4) پنج
30- زمان فعل های « داشتند می گفتند - خواهید آمد - بروید- شنیده باشد – می بینی » به ترتیب در گزینه ی .... آمده است؟
1) مضارع مستمر – آینده - مضارع التزامی – ماضی التزامی - مضارع اخباری
2) ماضی مستمر – آینده – مضارع التزامی – ماضی التزامی – مضارع اخباری
3 ) ماضی مستمر – آینده – مضارع اخباری – ماضی التزامی – ماضی استمراری
4) مضارع مستمر – آینده – مضارع التزامی - ماضی التزامی- مضارع التزامی
نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۸/۱۷ساعت 19:26  نویسنده اندیشه
